السيد الخميني
نامه هاى اخلاقى عرفانى 86
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
نَسْتَعِينُ « 1 » مىگويند و عبادت و اعانت را خاص خدا در بيان مىكنند ، ولى جز مؤمنانِ به حق و خاصّانِ خدا ، ديگران براى هر دانشمند و قدرتمند و ثروتمند كُرنش مىكنند و گاهى بالاتر از آنچه براى معبود مىكنند ، و از هر كس استمداد مىنمايند و استعانت مىجويند و به هر حشيش « 2 » براى رسيدن به آمال شيطانى تشبث مىنمايند و غفلت از قدرت حق دارند . بنابر اين احتمال كه مورد خطابْ كسانى باشند كه ايمان به قلب آنها رسيده باشد ، امرِ به تقوا به اينان با احتمال اول فرقها دارد . اين تقوا ، تقواى از اعمال ناشايسته نيست ، تقواى از توجه به غير است ، تقواى از استمداد و عبوديت غير حق است ، تقواى از راه دادنِ غير او - جلّ و علا - به قلب است ، تقواى از اتّكال و اعتماد به غير خداست . آنچه مىبينى همهء ما و مثل ما بدان مبتلا است و آنچه باعث خوف من و تو از شايعهها و دروغ پراكنىها است و خوف از مرگ و رهايى از طبيعت و افكندن خرقه نيز از اين قبيل است كه بايد از آن اتّقا نمود . و در اين صورت مراد از وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ افعال قلبى است كه در ملكوت ، صورتى و در فوق آن نيز صورتى دارد و خداوند خبير است به خطرات « 3 » قلب همه . و اين نيز به آن معنى نيست كه دست از فعاليت بردار و خود را مهمل بارآور و از همه كس و همه چيز كنارهگيرى كن و عزلت اتخاذ نما ، كه آن بر خلاف سنّت الهى و سيرهء عملى حضرات انبياى عظام و اولياى كرام است . آنان - عليهم
--> ( 1 ) - « ( خدايا ) فقط تو را مىپرستيم و از تو يارى مىخواهيم » . ( الفاتحة ( 1 ) : 5 ) ( 2 ) - « خار و خاشاك » . ( 3 ) - « آن چيزهايى كه وارد بر قلب مىشود ، افكار و پندارها » .